تبليغاتX
شیرین مثل آبنبات
myspace codes
Click here for Myspace glitter graphics and Myspace layouts
JavaScript Codes example: JavaScript Codes

درختِ من

 

درختِ خواب رفتۀ من

پس کی شکوفه می زنی

اون رختِ سبزِ تنتُ

بگو تو کی تن می کنی

 

کاشکی بدونی روبروت

پشتِ همین پنجره ها

یه نفر منتظره

از چنگِ خواب بشی رها

 

ترانه از:داریوش.ز

 

 

 

قصۀ شمع و گل

 

تو این سیاهیِ شب، یه شمع داره می سوزه

با دلی پر آرزو، چشم انتظاره روزه

تو این زمستونِ سرد، گلی شکوفه کرده

منتظره بهاره، می دونه بر می گرده

 

عشقِ تو، تو دلِ من، قصۀ شمع و گلِ

واسه پیوندِ دلامون، فاصله یه تک پلِ

بیا این فاصله رو، با یه قدم نزدیک کنیم

روزُ به شب بدیم و زمستونُ بهار کنیم

 

نذار که شمعِ دلِ من، ناامید از روز بشه

شکوفۀ گلِ عشق، تو سینه نابود بشه

بیا تا روشنایی، حاکمِ قلبِ من شه

بهارِ جاودانی، پاداشِ عشقِ من شه

 

ترانه از: داریوش.ز

 

پرستو

 

پرستو، زده بارونِ بهاری

وقتشِ بیای، با خودت شادی بیاری

دل و دیده به راحت بی قرارن

نکنه نیای منُ تنها بذاری

 

نکنه نبینمت بازم دوباره

دیگه دل طاقتِ اون روزُ نداره

که ببینه جای خالیت رو درختاست

آخ که هر برگ، واسم از تو یادگاره

 

پرستو بار سفر که بستی

پشت پات وقتی داشتی می رفتی

به امیدِ روز دیدار

به تو گفتم عزیزم خدا نگهدار

 

روز دیدارِ من و تو سر رسیده

هیچ خبر از تو بدستم نرسیده

کی میای ببنمت بازم دوباره

دیگه دل طاقت دوریتُ نداره

 

ترانه از: داریوش.ز

نوشته شده توسط سميرا در شنبه نوزدهم مرداد 1387 ساعت 8:26 بعد از ظهر | لینک ثابت |


 تو اين دنيا که قلب آدماش کوره

 صداقت واژه اي بي رنگ و ناجوره

 همه طوري نشستن پشت باورها

 که عمق لحظه هاشون از خدا دوره

 ...........

 يکي بيهوده مي رنجه چرا تنهاست

 يکي تو دل پشيمونه چرا اينجاست

 يکي مي ميره بي زحمت ز دلتنگي

 يکي حتي اسير حسرت فرداست

 ..................

 يکي نقشش فراوونه تو قلبامون

 يکي مي مونه توي قاب دلهامون

 يکي ميره يکي آروم مياد يکبار

 يکي مي مونه تنها پشت اين آوار

 ................

ولي چند روزه قلبم خيلي خوشحاله

 پر از گلبوسه هاي بخت و اقباله

 يکي اومد که چشماش مثل بارونه

 يکي اومد که حال عشق رو مي دونه

 ........

 يکي اومد که با نازش دلم رو برد

 يکي اومد که با حرفاش غم دل مرد

 يکي اومد که مثل شاپرکها معني زيباي نور رنگين کمونه

 يکي اومد که به خواب قشنگ اون عروسکهاي توي قصه مي مونه

 ....يکي اومد .....

 يکي اومد .....

 

نوشته شده توسط سميرا در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 ساعت 11:17 بعد از ظهر | لینک ثابت |


عشق یعنی........

عشق یعنی ...


عشق یعنی تا ابد پرواز کردن



عشق زندگی را با خوشی ها ساز کردن



عشق یعنی از اول تا انتها



عشق مثنوی های دلم را یک به یک معنا کردن



عشق یعنی عاشق فرهاد گشتن


درهای کوه سنگ کندن ، غصه را شیرین کردن



عشق یعنی عاشق ، یعنی معشوق



عشق یعنی زندگی را با خدا آغاز کردن



عشق یعنی انقلابی در درون


از محبت کوزه های را لبریز کردن

 

دخترها مثل سیب های روی درخت هستند. بهترین هایشان در بالاترین نقطه درخت قرار دارند. پسرها نمی خواهند به بهترین ها برسند چون می ترسند سقوط کنند و زخمی بشوند، بنابراین به سیب های پوسیده روی زمین که خوب نیستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا می کنند. سیب های بالای درخت فکر می کنند مشکل ازآنهاست درحالی که آنها فوق العاده اند. آنها فقط باید منتظر آمدن پسری بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بیاید

 

 می دانی ! دنیای کوچکی ست. کوچک به اندازه ی دلمان !

 نه بزرگتر و نه کوچکتر. همانی ست که باید باشد

عادت همه چيـز را ويران مي كند واي بر روزي كه

چيزي ـ حتي عشـــــق ـ عــادتـمان شـود ...عاشق كم است

 وسخن عاشقانه  فراوان ديگر سخن گفتن عاشقانه،

دليل عشق نيست و آواز عاشقانه  خواندن ،

دليل عاشق بودن ولي اي دوست ، تو نگاه عاشقانه ات

 را عاشقانه نگهدار و كلام ساده ي عاشقانه ات

 را خالصانه بگو و هميشه به ياد داشته باش

شبــه عشق در كنار عشق بوده است

دوست دارم مثل یک تکه ابر بهاری بر کویر خشک صورتم هم چنان تند ببارم

تا از رگبار چشمانم خون جاری شود.                       

دوست دارم اسم زیبای تو را با تمام وجود بر قطعه قطعه ي وجودم هک کنم .

دوست دارم آواز خوش عشق را در گوش دلت فریاد زنم.

دوست دارم آنقدر بگویم دوستت دارم تا بی جان بر روی دستانت بیفتم

و تو همچون همیشه مهربان وعاشقانه مرا در آغوش گرمت بفشاری وکمکم کنی 

جانی در من بدمی تا من هم بتوانم

کمی با انگشتان کم توانم صورت همچون ابریشمت را لمس کنم بتوانم

موهای زرینت را نوازش کنم وآهسته و شمرده بگویم تا همیشه در یادت بماند

برستویی کوچ نشین به سرزمین قلبت مها جرت کرده قبولش کن .

بگذار تا آنجا که توان دارد بگوید : دوستت دارم.

(ساده می گویم دوستت دارم تا به وسعت عشقم بی ببری)

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

 

حقیقت عشق

یکی از راه های مرسوم برای ان که ببینید کسی شما رو دوست داره یا نداره این که برگ های گلی را بکنید وقتی اولین برگ رو میکنید میگویید((دوستم داره)) برک دوم را میکنید و میگویید ((دوستم نداره)) برگ سوم میگویید((دوستم داره)) و به همین ترتیب تا این که به آخرین برگ بریسید .این برگآخری خیلی مهمه.اگه این برگ ((دوستم داره)) باشه حتما" او شما رو دوست داره(فقط یادتون نره که تعداد برگهای گلتون فرد باشه)این شیوه رو حتما"امتحان کنید.برای این کار مناسبه که از گل مینا استفاده کنید چون گل مینا به گل عشق معروفه

*از دريا پرسيدن عشق چيست?
گفت:خشکيدن...
از گل پرسيدن عشق چيست?
گفت:پرپرشدن...
از زمين پرسيدن عشق چيست?
گفت:لرزيدن...
از آسمون پرسيدن عشق چيست?
گفت:باريدن...
از انسان پرسيدن عشق چيست?
ناگهان ندايي از درونش گفت:يک عمر جدايي*

 عشق  چیست ؟

عشق برگ لطیفی است که تنها  دست های من و تو  میتواند آن را لمس کند

تو از نو مرا می خوانی روی تردید هایم خط قرمز می کشی و منتظر می مانی تا قد بکشم زیر بلندای نگاهت ... من به غروب تکیه می دهم تا سایه ام بر حوالی پیکرت بیفتد ....و بر افق چشمانت بوسه بزند ...فنجان را پر می کنی و من در گل سرخ حاشیه اش نقش می خورم تا مرا بنوشی ...پنجره را باز می کنی و من پیچکی می شوم تا از پیکرت بالا روم ...پروانه ای می شوم تا بر شانه ات بوسه بزنم و منتظر می مانم تا دوباره میان دستانت بال بگشایم ..که بفهمم می توانم از نو پرواز کنم ..که تو هستی ..که فردا دروغ نیست که آن که در کوچه مرا تنها رها کرد دیگر نیست ..که تو هستی که ما هستیم که فردا هست ...که دیگر از گذشته گفتن کافی است اینک این عشق تو ست که در تمام رگهایم جاری است

توی دنیا چی می خوای به پات بریزم

همه هستیمو من به سرا پات بریزم

لب پر خنده می خوای بیا لبهام مال تو

چشم پر گریه می خوای هر دو چشمام مال تو

بیا تا برات بگم من وجودم مال تو

بذار تا فدات بشم من غرورم مال تو

اگه بازیچه می خوای بیا قلبم مال تو

اگه رودخونه می خوای سیل اشکام مال تو

چرا من بی تو بمونم نمی دونم نمی تونم

واسه ی زندگی کردن تو را می خوام خوب می دونم

تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی

تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی...

زندگی دفتری از خاطرات است

 یک نفردر شب

 یک نفر در دل خاک

 یک نفردر دل خوشبختی است

 چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد

من این را باور کردم که پایان غصه هایم، تو می آیی من این را باور کردم که حسرتم را رنگ می زنی وفانوسی را که به همراه داری برایم می آوری و می خندی که با خنده ات نجاتم دهی من این را باور کردم که سکوتم به قدر یک درد است ولبانم از نگفتن نامت خاموش می ماند

من این را باور کردم که روزی در پس همه رنگ ها ی آجری و در پس همه شیدایی کبوترهاتو می آیی ومن لباس مخمل می پوشم و آرامش وجودم را درنگاه چشمان تو تجربه می کنم تو می آیی و این گیسوانم بوی رعنا می گیردودستانم بوی عشق من این را باور کردم که توفقط تو می توانی مرا نفس نفس ،به آرزوهایم نزدیک کنی من این را باور کردم که نجاتم می دهی

مرگ را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر سکوتش   

گل را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر زیبا ییش 

دریا را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر بزرگیش  

کوه را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر صبوریش

باران را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر آرامشش   

شبنم  را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر طراوتش   

و آخرتو را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر مرگ وگل     

   دریا وکوه و باران وشبنم بودنت 

 

از آتش پرسيدم محبت چيست؟ گفت از من سوزان تر است.

از گل پرسيدم محبت چيست؟ گفت از من زيبا تر است.

از شمع پرسيدم محبت چيست؟ گفت از من عاشق تر است.

از خود محبت پرسيدم چيستی؟ گفت نگاهی که به تو باشد

دلم تنگ است

دلم تنگ است برای تو ای دلتنگی عزیز

دلم دوباره از تو نوشتن را فریاد می زند

 عجیب دلم تنگ است برای دستان کوچکت

برای نگاه مهربانت

دلم تنگ است برای بودن  باتو برای بوییدن بوی تو

دلم راستی دلم دیگر نایی برای تپیدن ندارد

گمانم که دوست دارد بیاستد از تپش

ولی . . . .

چه ترانه بی اثر بود .مثل مشت زدن به دیوار

                                                      اولین فصل شکستن آخرین خدا نگهدار

 

 

                        دوستتون دارم یه دنیا 

نوشته شده توسط سميرا در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 0:52 قبل از ظهر | لینک ثابت |